04 11 2026 32591895 شناسه:

جلسه درس اخلاق (1405/08/13)

دانلود فایل صوتی

 

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

در پايان نهج البلاغه کلمات نوراني حضرت امير است؛ منتها آن کلمات کوتاه انتخاب شده است که مرقوم فرمودند. يکي از آن کلمات کوتاه که از نظر لفظ کوتاه است ولي از نظر معنا بسيار عميق و بلند است، اين جمله است که مردان الهي و اولياي الهي کساني‎ هستند که «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا وَ بِهِم قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا»[1]؛ چهار جمله نوراني درباره اولياي الهي است؛ امروز هم که سيزده آبان است و شهداي اولياي الهي هم بر عهده ما حق دارند؛ روزي که وجود مبارک امام را تبعيد کردند روزي که اين لانه جاسوسي را تسخير کردند روزي که قبل از انقلاب جوانان ما را شهيد کردند.

وجود مبارک اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) اولياي الهي را معنا مي‎کند که اولياي الهي چه کسانی هستند؟ فرمود اولياي الهي کساني‎ هستند که هم خودشان قرآن‎محور هستند و هم جامعه را قرآن‎مدار مي‎کنند. بخش مهمي از اين اولياي الهي در حوزه و دانشگاه وجود دارند گرچه در مراکز ديگر هم حضور دارند. وظيفه حوزويان و دانشگاهيان اين است که با قرآن قيام بکنند و قرآن مقوم اينها است. با قرآن عالم بشوند و محور علم اينها قرآن است. «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا وَ بِهِم قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا». قرآن اگر بخواهد در جامعه محور علم قرار گيرد حوزه و دانشگاه مسئول‎ هستند. قرآن اگر بخواهد محور قيام قرار بگيرد حوزه و دانشگاه مسئول هستند. اگرچه همه ما مسئول هستيم ولي مسئوليت اساسي به عهده دانشمندان و علماي حوزه و دانشگاه است. فرمود اينها ولي خدا هستند.

در قرآن کريم آمده است که در تمام موارد گذشته و حال و آينده هر جا حق و باطل مبارزه کنند حق پيروز است. ممکن نيست باطل عليه حق قيام بکند مگر اينکه شکست بخورد. اين اصل کلي است. وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) يک اصل کلي را بيان کرده‎اند که «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِق»[2] اينها به منزله قانون اساسي است؛ يعني کسي بخواهد حرف کسي را بر قرآن مقدم بدارد هميشه محکوم است.

اين تعبير نوراني اميرالمؤمنين که فرمود: «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا» بالعلماء «قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا»، خود علما قيام و قعودشان بالقرآن است و قرآن هم به وسيله اينها قائم است. خود علما و دانشگاهيان محور علمشان قرآن است چه اينکه قرآن هم به وسيله اينها معلوم مي‎شود. قرآن تنها کتابي نيست که انسان براي ثواب بخواند؛ قرآن واقعاً يک کتاب تحقيق علمي است که اين جهان وضعش چگونه است؟ چه کسي آفريد؟ و تمام ذرات اين عالم روي علم است. علم اصولاً از قرآن آمده است، چون تشريح کرده که هيچ چيزي بدون سبب نيست. هيچ چيزي بدون راه علمي نيست. تمام علومي که بشر دارد در اثر آزمايش طبيعي است؛ آن کسي که مهندس کشاورزي است اين را از باغ ياد گرفته. اين باغ چکار مي‎کند؟ مي‎گويد تا خاک مناسب به من ندهي. بذر مناسب ندهي. تا آب مناسب ندهي، در فصل خاص کشت نکني، من ميوه نمي‎دهم. اين فتواي باغ است. در باغ‎هاي ديگر درخت‎هاي ديگر هر درختي براي خودش فتوا دارد. تمام علوم از اين هستي است که ذات اقدس الهی به ما داده است. هيچ علمي را بشر از خودش نداشته و ندارد. همه را از جهان مي‎گيرد. پس جهان کتاب الهي است دفتر الهي است؛ لذا فرمود «بِهِ عَلِموا» يعني به اولياي الهي و به برکت اولياي الهي «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا» اولياي الهي قرآن‎محور هستند و قرآن به وسيله اولياي الهي گسترده مي‎شود.

«وَ بِهِم قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا»، قيام قرآن حضور قرآن و عمل به قرآن به وسيله علماي حوزه و دانشگاه بالاصاله محقق مي‎شود؛ خود اينها هم قيامشان بالقرآن است. در اين بيان نوراني حضرت درباره اولياي الهي در آخر نهج البلاغه اين‎چنين فرمودند که «إِنَّ أَوْلِيَاءَ اَللَّهِ هُمُ اَلَّذِينَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ اَلدُّنْيَا» تا مي‎رسد به اين جمله: «بِهِمْ عُلِمَ اَلْكِتَابُ وَ بِهِ عَلِمُوا وَ بِهِمْ قَامَ اَلْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا»، اگر قيام قرآن لازم هست بايد به وسيله خود علما باشد. پيشنهاد اين است که همان‎طور که درس‎هاي عادي‎مان را مباحثه داريم هر کدام از ما با دوست علمي‎مان يک تعهدي داشته باشيم که يک دوره قرآن را مباحثه بکنيم ولو دو ماه طول بکشد؛ آن تفسير عميق لازم نيست چون ما خطوط کلي را مي‎فهميم هر وقت خواستيم مراجعه مي‎کنيم. کليد را به دست ما مي‎دهد هر وقت خواستيم مراجعه مي‎کنيم. حداقل در طي دو ماه يک دور قرآن مباحثه مي‎شود. متن قرآن کلام الله است شرحش هم به وسيله اهل بيت در دسترس هست. اين‎طور نباشد که ما قرآن را فقط براي ثواب شب‎هاي جمعه بخوانيم. وظيفه همه ما است که يک مباحثه قرآني داشته باشيم. با رفيقمان تعهد بکنيم که از فردا قرآن را شروع مي‎کنيم روزي يک آيه دو آيه، نه آن‎طوري که تفسير الميزان و امثال الميزان مرقوم فرمودند. اصلاً مي‎خواهيم ببينيم که چه مي‎خواهد بگويد. اجمالاً شرحش را ببينيم در طي اين دو ماه يک دوره قرآن را ديديم، تفسير قرآن را آشنا شديم، راهنمايي قرآن ما را که گرفت آن وقت اين راهنمايي باعث مي‎شود که در خيلي از موارد ما بتوانيم پيروز بشويم.

پرسش: ... تفسير شبر ...

پاسخ: هر تفسيري که با فکر شما دستگاه شما سازگار است، همه اينها نور است همه اينها خوب است. غرض اين است که خودتان را معطل نکنيد که تفسيري بخوانيد، تفسيري بخوانيد طول مي‎کشد. اين تفسيري که نوشته شده اين واقعاً برای حوزه است برای شخص نيست. چهل سال طول کشيده شده، يک؛ برای چهار نسل است، دو؛ هر نسلي ده سال دوره داشت، سه؛ هر کدام سطح فکرشان برداشتشان دانشگاهي بودنشان حوزوي بودنشان، اين شبهات در اين کتاب آمده، چهار؛ چهار نسل در چهل سال تلاش و کوشش کردند يک کتابي نوشتند.

غرض اين است که باز هم مع ذلک اين ذره‎اي از قرآن کريم است اما حشر ما بايد حشر قرآني باشد. حتماً الا و لابد در ظرف دو ماه، ما يک دوره قرآن را بايد ببينيم که هر مطلبي از ما سؤال کردند بگوييم کجاي قرآن است.

در جريان حق و باطل هم مکرر در همين قرآن فرمود هيچ هراس نداشته باشيد در تمام نبردهاي حق و باطل، حق پيروز است. الآن گرچه بيگانه چندبار حمله کرده است؛ هم رهبرمان(رضوان الله تعالي عليه) را شهيد کرد هم دانشمندان را شهيد کرد هم بسيجيان عزيز را همه ساير مردم را هم دانش آموزان ميناب را شهيد کرد _ من هر وقت جريان ميناب را مي‎بينم اصلاً واقعاً متحير هستم؛ اين مادر يک لنگه دمپايي دستش بود اصلاً يادش رفته گريه بکند! بچه به اين زيبايي، گفت صبح آمده الآن يک لنگه دمپايي فقط از او مانده است _ اين يک مصيبتي نيست که ذات اقدس الهی اين را رها بکند. اين درنده به هيچ چيزي رحم نمي‎کند. يقيناً حق پيروز است. اصرار قرآن اين است که اين مسائل را طرح مي‎کند، تا ﴿لِيُحِقَّ الحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ﴾[3] در بسياري از موارد مسئله جنگ را مطرح مي‎کند مبارزات را مطرح مي‎کند شورش‎ها را مطرح مي‎کند قيام را مطرح مي‎کند ﴿لِيُحِقَّ الحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ﴾. اين مثل ﴿فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴾[4] است. اينکه عرض مي‎کنيم «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا»، براي اينکه حرف روز است. مي‎گويد هيچ نگران نباشيد پيروز هستيد. هيچ نگران نباشيد هر جا جنگي بين حق و باطل شد حق پيروز است. ﴿مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً﴾[5].

قبلاً هم به عرضتان رسيد که يکي از دستورات رسمي اسلام جوانمردپروري است مبارزپروري است شجاع‎پروري است. آنجا که حضرت فرمود: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ»[6] همين است. اين رواياتي که چندين بار در همين بحث محارب خوانده شد که امام باقر، امام صادق(عليهما السلام) فرمودند، ما چنين رواياتي اين‎طور درباره احکام نماز و وضوء و اينها نداريم که بگويند علي بن ابيطالب اين‎طوري گفت يا جد ما اين‎طور گفت، ما اين‎طور مي‎گوييم که اين محارب را بکشيد؛ اين کسي که آمده در خاک شما در وطن شما دارد جنگ مي‎کند خونش به عهده من است[7]. محارب که ديه ندارد تا امام بگويد خونش به گردن من اين يعني اگر مسئوليتي هست به عهده من. اگر لازم باشد من هم پشت شما هستم. وجود مبارک امام صادق(سلام الله عليه) فرمود اين حرف علي بن ابيطالب(عليهما السلام) است فرمود بکش اين آمريکا را، بکش اين اسرائيل را بکش اگر مسئوليتي بود اگر کمکي خواستيد من هستم.

يک وقت است که به شما مي‎گويند به فلان کس نسيه بدهيد من ضامن هستم؛ اين ضمان يعني ضمان، عقدي است فقهي، اگر کسي بدهکار است اين آقا مي‎شود ضامن. اين ضمان، عقد است؛ ايجاب دارد قبول دارد، وقتي ضامن شد يعني چه؟ يعني ذمه اين بدهکار تبرئه مي‎شود، وارد اين ذمه ضامن مي‎شود. اين مضمون‎له بري الذمه مي‎شود  اين دين مي‎آيد به عهده ضامن اين مي‎شود ضمان. عقد ضمان عقد است ايجاب دارد قبول دارد شرايط دارد؛ همين که رفت در محکمه ضامن زيد شد، آن ديني که بر عهده زيد است، زيد بدهکار است و بايد بدهد اين دين از ذمه زيد خارج مي‎شود، يک؛ وارد ذمه ضامن مي‎شود، دو؛ اين يک نقل و انتقال شرعي است و ديگر او بدهکار نيست. اين را مي‎گويند ضمان و ضامن شدن يعني اين. يعني اينکه من عهده‎دار هستم. ضمان عقدي است لازم، ايجاب دارد قبول دارد، شرايطي دارد انتقال ذمه دارد حق از ذمه‎اي به ذمه‎اي ديگر منقتل مي‎شود اين يک عقد علمي است اينکه فرمود «فعليّ» يعنی با باطل جنگ کن، اگر مسئوليتي داشت من مسئول هستم. در نوبت‎هاي قبلي به عرضتان رسيد اين جوانمردپروري دستور دين است.

اينکه فرمود «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا وَ بِهِم قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا»، قيام قرآن به وسيله حوزه و دانشگاه است. معلوميت قرآن به وسيله حوزه و دانشگاه است. الا و لابد يک کتابي باشد که ما اين مباحثه را که شروع کرديم دو ماهه تمام مي‎شود لازم نيست که تفسيراتش تمام بشود؛ اصل اين آيه چه مي‎خواهد بگويد درباره چيست خطوط کلي‎اش چيست؟ بعد هم يک وقتي لازم شد بايد تفسيرش را ببينيم، ولي محور قرآن باشد در همين قرآن کريم فرمود هيچ جا حق و باطل نجنگيدند الا ﴿لِيُحِقَّ الحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ﴾.

بنابراين پيروزي براي اسلام و مسلمين يقيني است موفقيت براي اسلام و مسلمين يقيني است شکست براي آمريکا و اسرائيل يقيني است. آدم به چيزي که يقين داشته باشد ديگر شکي ندارد. اگر دارد ﴿أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ﴾،[8] يعني شک‎پذير نيست. چون تمام اين علوم از کار او است. ما علمي نداريم که از غير قرآن گرفته شده باشد. از نظام گرفته شده است. اين نظام مدرسه الهي است کتاب الهي است؛ يعني شما در روي کره زمين زير اين آسمان يک جايي را داريد که کسي مطلبي را از خودش ياد گرفته باشد از نظام نگرفته باشد؟! اينکه نيست. اگر علم من الصدر الي الذيل از دفتر جهان است پس خدا و قرآن نويسنده اين علم محض است. اين به ما مي‎گويد هر جا جنگ حق و باطل است حق پيروز است. اين «بِهِم عُلِمَ الكِتابُ و بِهِ عَلِموا وَ بِهِم قامَ الكِتابُ و بِهِ قاموا»، يعني قيام و قعود شما با قرآن باشد. آن وقت ما هيچ هراسي هم نداريم.

در جلسه قبل هم به عرضتان رسيد فرمود به اينکه بدون دليل به کسي حمله نکنيد اما اگر کسي به شما حمله کرد دستتان روي ماشه باشد. هيچ حق خواب نداريد. اين يک ساعت دو ساعت يا سه ساعت که نوبت شما هست حق خواب نداريد: «لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ‏ إِلَّا غِرَارا أَوْ مَضْمَضَةً»[9] در ماه مبارک رمضان کسي که روزه دارد وضو مي‎گيردمستحب است غرغره بکند؛ چه‎طور در حال روزه غرغره بکند؟ مواظب است اين آبي که دهن ريخته، يک قطره‎اي از اين آب فرو نرود. آب را در دهان غرغره مي‎کند هيچ قطره‎اي را فرو نمي‎برد. فرمود شما که دستتان روي ماشه است اگر يک وقتي خسته شديد خواستيد خواب برويد خواب را در چشمتان غرغره کنيد آن‎طوري که روزه‎دار آب را در دهن غرغره مي‎کند: «لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ‏ إِلَّا غِرَارا» با غين «أَوْ مَضْمَضَةً».

حالا اين اختصاصي به رزمنده‎هايي که دستشان روي ماشه است ندارد به همه ما که مسئول هستيم؛ هر کدام از ما براي حفظ اين نظام يک مسئوليتي داريم، هم اخلاقشان هم اقتصادشان هم تأمين معيشتشان هم تأمين کار براي کارگرها همه ما مسئول هستيم؛ فرمود در چنين زماني حق خواب نداريد فقط خواب را در چشمتان غرغره کنيد «لَا تَذُوقُوا النَّوْمَ‏ إِلَّا غِرَارا أَوْ مَضْمَضَةً».  همان‎طوري که خواب، وضو را باطل مي‎کند، خواب يک لحظه‎اي کسي که دستش روي ماشه است هم آن وظيفه‎اش را باطل مي‎کند.

وجود مبارک حضرت امير فرمود با اين کتاب جامعه زنده است. با اين کتاب جامعه را مي‎شود زنده کرد.

بنابراين آنجا هم که فرمود هچ جا نيست الا ﴿لِيُحِقَّ الحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْبَاطِلَ﴾، فرمود در تمام مبارزات حق پيروز است. اين حکم قطعي است. اين اِخبار از غيب نيست اِخبار از شهادت است. فرمود اين کتاب را شما داشته باشيد تا در همه موارد طوري باشد که يقين داشته باشيد که پيروزي برای شما است. امروز هم اين روز را ما گرامي مي‎داريم. شهداي اين روز با شهداي قبل و بعد إن‎شاءالله محشور باشند. براي شهادت رهبرمان براي شهادت بزرگانمان تلاش و کوشش بکنيم ولي بايد بدانيم که جامعه‎اي موفق است که قرآن‎محور باشد و همه شما عزيزان تعهد کنيد «بينکم و بين الله» که يک دور قرآن را مباحثه کنيد ولو دو ماه طول بکشد اما به اين فکر نباشيد که حتماً بايد تمام تفسيرها ديده بشود نه! اين‎طور نباشد. قيام يک ملت به وسيله قرآن است؛ ملت قرآني مي‎تواند قيام بکند هرگز نه زير بار ظلم مي‎رود نه به کسي اجازه ظلم مي‎دهد نه کسي را مورد ظلم قرار مي‎دهد؛ لذا اين شخص و اين جامعه مي‎شوند اولياي الهي.

ما اميدوار هستيم اين نظام به برکت قرآن و عترت صحيحاً و سالماً تحويل وجود مبارک ولي عصر داده بشود و هرگونه دشمني که دشمنان دارند به ذلت بيافتد، تا انسان اين نظام را آبرومندانه به پيشگاه ولي‎اش تقديم کند و ذات اقدس الهي  به همه شما بزرگواران عزت و جلال و شکوه قرآني عطا کند. شهداي ما را هم با شهداي کربلا محشور کند.

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته»

 

[1] . نهج البلاغه، حکمت432.

[2]. من لا يحضره الفقیه، ج4، ص381؛ دعائم الإسلام، ج1، ص350.

[3] . سوره انفال، آيه8.

[4] . سوره، الرحمن، آية13.

[5]. سوره نساء, آيه122.

[6]. نهج البلاغه، حکمت314.

[7]. وسائل الشيعه، ج28، ص382و383.

[8]. سوره ابراهيم، آيه10.

[9]. نهج البلاغة، نامه11.


دروس آیت الله العظمی جوادی آملی
  • تفسیر
  • فقه
  • اخلاق