به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاعرساني اسراء: آیت الله العظمی جوادی آملی در سخنانی در سالروز شهادت امام باقر علیه السلام، با تسلیت شهادت آن امام همام، به بيان روايتي از آن حضرت در باب اصلاح جامعه و تربيت صالحان پرداختند و بيان داشتند: امام باقر(سلام الله عليه) فرمود اينكه خداي سبحان در قرآن می فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» يعني مطالبتان را با اهل ذكر در ميان بگذاريد و از آنها سؤال كنيد و «نحن أهل الذكر» ما اهل ذكريم، سؤالات را با ما درميان بگذاريد، پس ما موظفيم هر مطلبي را كه داريم با اين خاندان در ميان بگذاريم و این مطلب اختصاصي به زمان حضور و ظهور آنها ندارد، بلکه می توانیم از روايات نوراني و كلمات نوراني آنها كه به ما رسيده است استفاده كنيم.
ايشان با اشاره با روایتی از امام باقر علیه السلام ادامه دادند: اگر از وجود مبارك امام باقر(ع) سؤال كنيم که جامعه ما اگر بخواهد اصلاح شود و نمونهاي از امت اسلامي باشد، وظيفه ما چيست؟ وجود مبارك امام باقر(ع) خطاب به جابر فرمود: خودتان را بسنجيد، قرآن كريم يك ترازوست و ما يك كالايي هستيم که نميدانيم ميارزيم يا نه، و اگر ميارزيم به چه اندازه ميارزيم؟ در دنيا امثال نان و ميوه را با سنگ و آهن ميسنجند؛ يك كيلو يا دو كيلو كمتر و بيشتر! اما ما اگر بخواهيم نماز، روزه، عقل و دين را بسنجيم با چه چيزي ميسنجيم؟ در سوره مباركه اعراف فرمود: نماز، روزه، دين و ايمان را با حق ميسنجند؛ يعني ما حقيقت را در يك طرف ميگذاريم، دينِ مردم، عمل مردم، اخلاق مردم را در طرف ديگر ميگذاريم و آن را با حقيقت ميسنجيم.
معظم له تصریح داشتند: حالا اگر كسي حقيقت در دستش نيست اين شخص چگونه و با چه ملاکی باید خودش را بسنجد؟ اين را ائمه(ع) كاملاً مشخص كردند، وجود مبارك امام باقر(ع) فرمود خودت را بر كتاب خدا عرضه كن ببين آنچه قرآن گفته عمل ميكني يا نه، اگر انشاءالله عمل ميكني خدا را شاكر باش كه اين وزن است و تو ميارزي، آن وقت اين جامعه، جامعه سالم است براي اينكه ارزش خودش را ميداند كسي كه ارزش خودش را بداند نه بيراهه ميرود نه راه كسي را ميبندد آن وقت اين امت ميشود صالحين.
متن کامل سخنان معظم له بدین شرح است:
اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين سَيَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الأطْيَبِينَ الأَنْجَبين سَيَّمَا بَقِيَّةَ اللَّه فِي الْعالَمِين بِهِمْ نَتَوَلَّی وَ مِنْ أَعْدَائِهِم نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».
مقدم شما بزرگواران, برادران و خواهران ايماني, امام جمعه محترم, فرمانده سپاه محترم و مسئولان امر تبليغ صالحين و ساير برادران و خواهران ايماني را گرامي ميداريم!
ايام شهادت و رحلت امام پنجم امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) است، مناسب است از فرمايشات نوراني آن حضرت براي اصلاح جامعه و تربيت صالحان استفاده كنيم. امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) فرمود؛ اينكه خداي سبحان در قرآن دارد: ﴿فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون﴾؛[1] يعني مطالبتان را با اهل ذكر در ميان بگذاريد و از آنها سؤال كنيد، «نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْر»؛[2] ما اهل ذكر هستيم، سؤالات را با ما در ميان بگذاريد. پس ما موظف هستيم، هر مطلبي را كه داريم، با اين خاندان در ميان بگذاريم و اختصاصي به زمان حضور و ظهور آنها ندارد؛ اگر در محضر آنها هستيم، از خود آنها سؤال ميكنيم, اگر در محضر آنها نيستيم، از روايات نوراني و كلمات نوراني آنها كه به ما رسيده است، سؤال ميكنيم. اين مطلب اول.
مطلب دوم اين است كه حالا از وجود مبارك امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) سؤال ميكنيم، جامعه ما اگر بخواهد اصلاح شود, جامعه ما اگر بخواهد به عقل و عدل برسد, جامعه ما اگر بخواهد نمونهاي از امت اسلامي باشد، وظيفه آن چيست؟ وجود مبارك امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) به جابر فرمود: «اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَي كِتَابِ اللَّه»؛[3] فرمود، قرآن كريم يك ترازوست، ما كالايي هستيم، نميدانيم ميارزيم يا نه! اگر ميارزيم به چه اندازه ميارزيم؟ چون مستحضر هستيد، هر توزيني سه اصل لازم دارد؛ ما اگر خواستيم چيزي را بسنجيم، يك ميزان ميخواهيم, يك وزن ميخواهيم, يك موزون; آن ميزان را ميگويند ترازو, آن ترازو بايد سالم باشد، شاهين آن بايد روي قسمت عدل باشد، ترازويي كه كج نشان ميدهد و باطل نشان ميدهد، اين معيار سنجش نيست؛ پس يك ترازوي صحيح ميخواهد. ترازو دو كفّه دارد: يك كفّه وزن را ميگذارند؛ مثلاً سنگ را ميگذارند و يك كفّه موزون را؛ ما اگر خواستيم، ناني را بسنجيم، اگر ترازو سالم باشد، در يك كفّه سنگ ميگذاريم و در يك كفّه نان, اگر كالاي ديگر، مثلاً ميوه هم باشد، همينطور است؛ در يك كفّه وزن و در كفّه ديگر موزون ميگذارند. حالا قرآن ترازوست، وزن آن چيست؟ موزون آن چيست؟ امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) به ما ميگويد: «اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَي كِتَابِ اللَّه»؛ يعني خودت را با ترازوي قرآن بسنج. در سوره مباركه «اعراف» ميفرمايد: ﴿وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ﴾،[4] در قيامت اينچنين است، در دنيا هم همينطور است؛ منتها در قيامت ظهور ميكند. فرمود، وقتي ترازو را در قيامت نصب ميكنند، در دنيا نان و ميوه را با سنگ ميسنجند, با آهن ميسنجند يك كيلو يا دو كيلو كمتر و بيشتر، اما ما اگر بخواهيم نماز را, روزه را, عقل را, هوش را, دين را بسنجيم، با چه چيزي ميسنجيم؟ در ميزان، يك وزن لازم است و يك موزون، اين ترازوست و ترازو را فهميديم؛ اما وزن چيست؟ ما دين را با چه چيزي ميسنجيم؟ عقل را با چه چيزي ميسنجيم؟ ايمان را با چه چيزي ميسنجيم؟ صلاح جامعه كه اين جامعه, جامعه صالح است يا نه را با چه چيزي ميسنجيم؟ در سوره مباركه «اعراف» فرمود، اگر شما ميخواهيد نماز را, روزه را, دين را, ايمان را بسنجيد، آن را كه با سنگ و كيلو نميسنجند: ﴿وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ﴾، نه «و الوزن حقٌّ»؛ اين «الف و لام» براي نكتهاي است، نه اينكه وزني هست، نه خير! در تلقين ميّت ميگويند، موت حق است, قيامت حق است بدون «الف و لام»؛ اما در سوره مباركه «اعراف» دارد: ﴿وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ﴾؛ يعني ما وقتي بخواهيم بسنجيم، حقيقت را در يك طرف ميگذاريم, دينِ مردم, عمل مردم و اخلاق مردم را در طرف ديگر ميگذاريم. پس هر چيزي را با حقيقت ميسنجيم. الآن هم ما ميخواهيم خودمان را بسنجيم كه چقدر ميارزيم؟ چون «النَّاسُ مَعَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّة»،[5] ما ميخواهيم ببينيم، نزد خدا چقدر ميارزيم؟ امام باقر هم فرمود، خودتان را بسنجيد، ترازو هم فرمود: «اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَي كِتَابِ اللَّه»، پس قرآن ترازوست. حالا ما ترازو را به نام قرآن گذاشتيم, وزن را بايد تشخيص بدهيم، آن وزن چيست كه خود را با آن وزن بسنجيم؟ فرمود: ﴿وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ﴾، اين با «الف و لام»؛ يعني دينِ مردم، مثل ميوه نيست كه با سنگ بسنجند يا با کيلوآهني بسنجند؛ بلکه با حقيقت ميسنجند. حالا اگر كسي حقيقت در دست او نيست، او چگونه خود را بسنجد؟ با چه چيزي بسنجد؟ ترازو هست, وزن هم هست؛ اما وزن را بايد ببينند، كجاست! اين را ائمه كاملاً مشخص كردند، فرمود خود را بر كتاب خدا عرضه كن! ببين آنچه قرآن گفته عمل ميكني يا نه؛ اگر ـ إِنشَاءَاللَّه ـ عمل ميكني، خدا را شاكر باش كه اين وزن دست تو هست و ميارزي و اگر ـ خداي ناكرده ـ عمل نميکني، فرمود: ﴿وَ قَدِمْنا إِلي ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً﴾؛[6] مثل ذرّات پراكنده، اعمال افراد را ما پراکنده ميكنيم. ميبينيد بعضيها با دوستشان يك جا مينشينند، يك ساعت مينشينند و ميگويند و ميخندند و خسته نميشوند؛ اما اين دعاي قنوت نماز، اگر دو كلمه كم و زياد شود، ميگويند ما خسته ميشويم. شما اين همه با رفقاي خود ميگوييد و ميخنديد، خسته نميشويد! اگر دوست خداييم, حرف زدن با دوست لذيذ است. حالا آن علمايي كه دعاي ابوحمزه ثمالي را در نمازهاي حرم مطهّر حضرت امير در قنوت ميخواندند، آنها چه كساني هستند! تقريباً يك جزء قرآن كريم است؛ چون تقريباً بيست صفحه است، سنّ آنها هم بالا بود! الآن آدم يك ساعت، نيم ساعت، سه ربع با دوستش بگويد و بخندد، خسته ميشود؟ خسته نميشود. چرا ما از نماز خسته ميشويم؟ براي اينكه دوستِ ما نيست، نميفهميم داريم با چه كسي حرف ميزنيم، بنابراين خسته ميشويم. وجود مبارك پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) موقع نماز كه ميشد، به بلال(رِضْوَانِ اللَّهِ عَلَيْه) ميفرمود: «أَرِحْنَا يَا بِلَال»؛[7] بلند شو اذان بگو! ما خسته شديم, نماز بخوانيم تا خستگيمان رفع شود. همه چيزمان از اوست؛ حيات ما, رزق ما، سلامت ما، حتماً بايد مشكل داشته باشيم تا بگوييم، «يا الله». ما در سفره او نشستيم: ﴿وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه﴾.[8]
ما دوتا حرف داريم، بزرگان اهل معرفت سه حرف داشتند؛ ما اگر سبدي يا غير سبدي به ما برسد، ميگوييم اين چيست؟ ميگويند، ميوه است, ميگوييم، چه كسي داد؟ ميگويند، آن باغبان؛ اما آن بزرگان هرگز نميگفتند، چه كسي داد، ميگفتند، اين چيست؟ ميگويند، اين ميوه است, ميگفتند، چه كسي آورد؟ صاحب باغ آورد, چه كسي داد كه معلوم است! خيلي فرق است بين ما و آنها! ما اصلاً مواظب حرفهايمان نيستيم. اينكه گفتند در نماز و غير نماز، در تعقيبات و غير تعقيبات اين جمله قرآن را بخوانيد: ﴿وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه﴾؛ خدايا هر نعمتي كه هست، از توست. چه کسي داد، معلوم است كه چه كسي داد! بايد بپرسيم، چه کسي آورد، ميگويند، فلان صاحب باغ آورد. ما در کنار سفره او نشستيم، آن وقت چرا با مذاکره يا صحبت با او خسته ميشويم؟! وجود مبارك حضرت، به بلال ميفرمود: «أَرِحْنَا يَا بِلَال»؛ ما از كارهاي روزمره دنيا خسته شديم، اذان بگو تا چهار رکعت نماز بخوانيم، خستگيمان رفع شود. آنوقت اين جامعه, جامعه صالح خواهد بود؛ براي اينكه ارزش خودش را ميداند. كسي كه ارزش خودش را بداند؛ نه بيراهه ميرود و نه راه كسي را ميبندد، آنوقت اين امت ميشود امت صالح.
در اين مملكت در هر كار خيري كه انجام ميشود، اولين ثواب را امام و شهدا و جانبازان ميبرند؛ بدون ترديد، بعد صاحب عمل؛ چون قبل از انقلاب كه اين بركات نبود، اين خيرات نبود، اين نماز جماعتها نبود، اين نماز جمعهها نبود. هر كاري كه در اين مملكت انجام شود، اولين ثواب را، چه ما بخواهيم و چه نخواهيم, چه بگوييم و چه نگوييم امام و شهدا ميبرند. آن کس که بايد بنويسد مينويسد؛ چون به برکت آنها بود؛ هر جايي كسي مسجدي ساخته, مدرسهاي ساخته, بچه خوبي تربيت کرده، جامعه صالحين تشكيل داده, دفاع از حرم اهل بيت كرده، هر خدمتي كرده نظامي, فرهنگي, اجتماعي, اولين ثواب را در نامه اعمال امام و شهدا مينويسند، بعد درباره خود آن اشخاص.
بنابراين وجود مبارك امام باقر به ما راهكار نشان داد، فرمود: «اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَي كِتَابِ اللَّه»؛ قهراً ما اگر بخواهيم خودمان را بسنجيم، بايد ترازو را بشناسيم، فرمود، قرآن ترازوست. پس تفسير قرآن, آيات قرآن اينها ترازويي است كه ما به وسيله اين؛ هم خودمان را ميسنجيم و هم اگر ـ إِنشَاءَاللَّه ـ وزين و سنگين بوديم كه شاكر هستيم و اضافه ميکنيم و اگر ـ خداي ناكرده ـ كمبود داشتيم، ترميم ميكنيم. اين راهنمايي وجود مبارك امام باقر(سَلامُ الله عَلَيْه) است به جابر كه از اصحاب اوست، فرمود خودت را با قرآن بسنج! چه كار داري، چه كسي درباره شما چه چيزي گفت؛ حالا ممكن است، افرادي از شما تعريف كنند، اين معيار نيست؛ شما بين خود و خداي خود حساب كنيد؛ چون با اين محشور ميشويد، فرمود: «اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَي كِتَابِ اللَّه».
من مجدداً مقدم همه شما برادران و خواهران، امام جمعه محترم و فرمانده سپاه, را گرامي ميدارم. اميدواريم كه هر قدمي كه برداشتيد، مطمئن هستيد که به برکت الهي است و ثواب را امام و شهدا ميبرند، بعد در نامه اعمال شما هم ـ إِنشَاءَاللَّه ـ ثبت ميشود. اميدواريم روزي اين کشور به طرف صلاح و فلاح الهي حرکت کند!
پروردگارا، امر فرج وليّ خود را، تسريع بفرما!
نظام ما، رهبر ما، مراجع ما، دولت و ملت و مملکت ما را، در سايه امام زمان، حفظ بفرما!
مشکلات دولت و ملت و مملکت، مخصوصاً در بخش اقتصاد و ازدواج جوانها، به بهترين وجه، حل بفرما!
خطر سلفي و تکفيري داعشي را، به استکبار و صهيونيسم، برگردان!
اين کشور وليّعصر را تا ظهور آن حضرت، از هر خطري، محافظت بفرما!
جوانان مملکت و فرزندان ما را تا روز قيامت، از بهترين شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت، قرار بده!
اين دعا را در حق همه مؤمنان عالم، مستجاب بفرما!
و اين نظام را در سايه وليّ خود، تا ظهور آن حضرت، حفظ بفرما!
«غَفَرَ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه»
[1]. سوره نحل، آيه43؛ سوره انبيا، آيه7.
[2]. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلي الله عليهم، ج1، ص38.
[3]. تحف العقول، ص284.
[4]. سوره اعراف، آيه8.
[5]. الكافي(ط ـ الإسلامية)، ج8، ص177.
[6]. سوره فرقان، آيه23.
[7]. مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليلة من الواجبات و المستحبات(ط ـ القديمة)، ص182.
[8]. سوره نحل، آيه53.
منبع: سخنراني 1396/06/05
مرکز نشر اسراء ، ناشر اختصاصی آثار آیت الله جوادی آملی، در سال 1372 شمسی آغاز به کار نمود؛ تولید آثار مکتوب با کیفیت مطلوب و استاندارد، عرضه سریع، به موقع، با قیمت مناسب و پیشتیانی محصولات ، بستر سازی دسترسی آسان، سریع و کم هزینه مخاطبان داخل و خارج کشور به محصولات، حضور در نمایشگاه های بین المللی داخلی و خارجی از وظایف و ماموریت این مرکز می باشد.
